چطور کنترل زندگیمان را در دست بگیریم؟

چطور کنترل زندگیمان را در دست بگیریم؟

تحقیقات نشان می دهد انسانها روزانه بیش از ۵۰ هزار فکر در سرشان دارند. این الگوهای فکری اگر به کرات تکرار شوند و مغزمان نیز شواهدی برای آن ها پیدا کند تبدیل به باور میشوند. باور یک الگوی فکری بسیار تکرار شونده است که ثبات بیشتری دارد و به تصمیمات و رفتارهای ما جهت میدهد.به زبان ساده باور یعنی اصولی را در زندگی قبول داشته باشی و باور کنی که اینها اصول تغییر ناپذیر زندگی هستند چیزهایی که اگر تمام دنیا به هم ریخت بدانی آن ها هنوز محکم و پا برجا هستند.

ایمان داشتن به یک الگوی فکری، یک مرحله بالاتر از باور است و جایگاه حمایتی بسیار قوی و محکمی در ذهن ما دارد.

سه فرد مختلف یک جمله یکسان را بیان میکنند مثلاً میگویند: «دروغ بد است و دروغگو دشمن خداوند است. » نفر اول به عنوان یک ایده و یک جمله زیبا و یک نظر آن را بیان میکند. نفر دوم به عنوان باور عمیق این جمله را بیان میکند و نفر سوم به این جمله ایمان دارد، همانطور که به زنده بودن خودش ایمان دارد. تفاوت بسیاری در عملکرد این سه نفر و تصمیمات آن ها وجود دارد. نفر اول در موقعیت های مختلف اگر لازم شود دروغ میگوید. نفر دوم ممکن است در تمام طول زندگی اش کمتر از انگشتان دست دروغ بگوید و شاید هم نگوید اما نفر سوم اگر جانش به خطر بیفتد نیز دروغ نخواهد گفت.

سه فرد مختلف میگویند «ورزش کردن برای سلامتی خوب است » کدامشان این جمله را باور دارند؟ آن هایی که ورزش میکنند؛ یعنی عمل شما نشان دهنده باور شماست و تنها معیار چیزی است که شما انجام میدهید نه چیزی که شما میگویید.

بگذارید رک برایتان بگویم: تمام زندگی شما را باورهای شما میسازند. وضعیت سلامت جسمی و روحی شما، درآمد شما، ارتباطات شما، معنویت شما و خلاصه تمام زندگیتان از باورهایتان آب می خورد. باورهای شما نتایج زندگی شما را خلق میکنند و خبر بد اینکه بسیاری از مردم اصلا درباره باورهای خود فکر هم نمیکنند چه رسد به اینکه بخواهند آن ها را تغییر دهند. متاسفم بگویم که سهم باورها در زندگی انسانها هر لحظه کمتر و کمتر می شود.

متاسفم بگویم که هر کس باوری پیدا می کند قبل از آنکه بر اساس آن باور زندگی کند به موعظه باورهایش می پردازد.گویی راه عمل به باورها بسیار وهم انگیز و ترسناک است که اگر همراهانی نیابند به تنهایی جرات پیمودن آن را ندارند.

باور نباید به سلیقه تبدیل شود،نباید به گزاره هایی قابل بحث تبدیل شود باور نباید قابل تردید باشد.امروزه باور نداشتن به هیچ چیز از باور داشتن به هر چیزی خطرناک تر است.

تردید تو را به نشستن و فکر کردن وا می دارد و باورها به ایستادن و عمل کردن.

چطور کنترل زندگیمان را در دست بگیریم؟

پیشنهاد میکنم به باورهای خود بیندیشید. بسیاری از افراد لباس های ده سال قبل خود را نمی پوشند اما متأسفانه با باورهای صدسال قبل زندگی میکنند. باورهای پوسیده ای که موفقیت و خوشبختی و آرامش را از آن ها میگیرد.

شما چه باوری درباره پول دارید؟ چه باوری درباره خداوند دارید؟ چه باوری درباره خودتان دارید؟ چه باوری درباره موفقیت دارید؟ لطفا باورهایتان را یادداشت کنید. باوری را انتخاب کنید که به شما نیرو و توان و امید بدهد. باوری که شما را قدرتمند کند نه ضعیف. باوری که شما را به حرکت و رشد و سکون وا بدارد نه به رکود و خمودگی.

نکته بسیار مهم این استکه باورها هیچ کدام درست یا نادرست نیستند بلکه اگر هر کدام از آن ها را درست فرض کنیم بر ایمان منافع و هزینه ای دارند.این به این معنیست که آن ها به خودی خود اصالت ندارند بلکه درست مانند یک ابزار می باشند که مناسب بودن یا نبودنشان بسته به هدف معنا پیدا می کند.انسان منطقی می داند که نه چَکش بهتر است و نه اَنبُردست.

او از خود می پرسد این ابزار برای چه هدف و چه منظوری مناسب است؟ برای انتخاب باورهایمان ابتدا باید از خود بپرسیم هدف مان چیست؟ و بعد ببینیم آیا این باورها ما را به آن هدفمان می رسانند؟ آیا من آرامش می خواهم، آسایش می خواهم، رفاه می خواهم، خدمت به خلق خدا را می خواهم، شهرت می خواهم، احساس مفید بودن می خواهم؟خیلی ساده لوحانه است که بگوییم همه اش خوب است.

باید آن ها را دو به دو مقایسه کنیم و یکی را خط بزنیم.آن قدر این بازی را ادامه بدهیم تا بتوانیم بر اساس ارزش های ذهنی مان آن ها را به ترتیب اولویت مرتب کنیم.حالا دقیق تر می توان گفت که کدام باورها می تواند برای رسیدن به هدف هایمان مفید و مناسب تر باشد.

باورهای ما از کجا م یآیند؟ از والدین، مذهب، معلمان، دوستان و نزدیکان، رادیو و تلویزیون، فرهنگ و جامعه و بسیار از موارد دیگر مراقب ورود ی های ذهن خود باشید.

دوستان عزیز اگر شما این مقاله را کامل بخوانید ولی آن را درک نکنید و به تمرینات داده شده عمل نکنید، قطعا نتیجه ای نمیگیرید! پس اگر واقعا میخواهید تغییر کنید و کنترل زندگی را خودتان در دست بگیرید به تمرینات داده شده در زیر عمل کنید :

تمیرینات چطور کنترل زندگیمان را در دست بگیریم

۷ مورد از باورهای سازنده و مثبت خود را نام ببرید مثلا:

+ من دست به هر کاری بزنم موفق میشوم.
+ فرصتها و موقعیت ها را در هر جا میتوان یافت.
+ من قابلیت و استعداد موفق شدن را دارم.
+ دنیا پر از فراوانی است.
+ در دل هر سختی و مصیبتی میتوان میوه های مطلوبی به دست آورد.
+ همانا با هر سختی آسانی است.
+ خداوند با همه هستی اش پشتیبان من است.

مورد از باورهای منفی و محدودکننده خود را نام ببرید مثلا:

+ سنگ بزرگ نشانه نزدنه
+ پول ایمان را از بین م یبرد.
+ من به اندازه کافی لایق و باهوش نیستم.
+ پاتو اندازه گلیمت دراز کن.
+ شغل دولتی پیدا کن با کار آفرینی زمین میخوری.
+ خدا خواسته ما بی پول باشیم.
+ فقط از راه درس و تحصیل میشود موفق شد.

جایگزینی باورهای مثبت با منفی

+ من نمیتوانم این کار را انجام دهم = من میخواهم این کار را انجام بدهم.
+ سعی خودمو میکنم ولی فکر نمیکنم بشود = انجامش میدهم و مطمئنم میشود.
+ من آمادگی ندارم = من در حال آماده شدن هستم.
+ نمی توانم = نمیخواهم. اگر بخواهم میتوانم.
+ تقصیر من نبود = من کاملاً مسئولم.
+ ای نیک مشکل است = ای نیک فرصت است.
+ امیدوارم = ایمان دارم.
+ کاش = دفعه بعد.
+ وحشتناکه = تجربه آموزنده آیه.

” پیشنهاد “ برای استفاده از دوره رایگان چگونه ثروتمند شویم روی دکمه سمت چپ کلیک کنید

( محتوایی که در این برنامه به رایگان آموزش داده میشود،وب سایت های زیادی آنهارا به قیمت های میلیونی میفروشند )


0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *