علت فقر چیست؟

علت فقر چیست! چه چیز مانع میشود؟

روزی در یک قفس ۳ میمون میخواستند از موز بعنوان غذا استفاده کنند.

میمون اول به سمت موز میرود، یک سطل آب جوش میریزند، از خوردن موز منصرف میشود. میمون دوم به سمت موز میرود، آب جوش میریزند منصرف میشود. میمون سوم به سمت موز میرود، آب جوش میریزند.

میمونی جدیدی جایگزین یکی از میمون های آبجوشی میشود، دیگر آب جوشی در کار نیست وقتی به سمت موز میرود دو میمون دیگر کتکش میزنند، از خوردن موز منصرف میشود.

میمون جدید دیگری جایگزین یکی از میمون های آبجوشی میشود، به سمت موز میرود، میمون آبجوشی به همراه میمونی که کتک خورده کتکش میزنند، میمونِ از خوردن موز منصرف میشود.

به نظر شما میمون کتک خورده چرا میمون دیگر را کتک میزند؟

روی او که آبجوش نریخته اند !!!

میمون جدید دیگیری جایگزین یکی از میمون های آبجوشی میشود، دیگر میمون آبجوشی در قفس وجود ندارد، همه ی میمون ها جدید هستند. میمون جدید به سمت موز میرود، دو میمون کتک خورده کتکش میزنند، و باز میمون دیگر از خوردن موز منصرف میشود !

میمون های جدید دیگری وارد قفس میشوند ولی هیچ کدام به سمت موز نمیروند .

چهارچوب فکری در مغز به وجود می آید که رسیدن به موز غیر ممکنه .

میلیون ها نفر به دنبال ثروتمند شدن نرفته اند، چون دیگران آن ها را منع میکردند !

آمار باللای بیکاری و ورشکستگی شرکت ها در جهان بیانگر این نکته است که ؛ خانواده ها، مدارس و سیاست مداران انسان ها را با تفکر کارمندی تربیت میکنند! بنا بر این مسئله ی فقر از ترس و نبود دانش و مهارت لازم برای حرکت نشات میگیرد.

فقر چیست؟

فقر را میتوان به سادگی اینگونه تعریف کرد:

” عدم توانایی در حل مسائل “

فقر حاصل غرق شدن فرد در مسائلی است که نمیتواند آنها را حل کند.

امروزه مردم بیشترین ارتباط را با پول دارند در حالیکه،

  • آن را نمیشناسند! چون موضوع پول از آموزش حذف شده است
  • در مورد آن چیزی یاد نگیرند، ون خانواده ها میگویند به مدرسه برو و تحصیلات عالی کسب کن و کارمند شو هیچ کس شما را برای راه اندازی کسب و کارتان تشویق نمیکند. همه توقع دارند دولت مشکلاتشان را حل کند
  • قادر نیستند از یک حدی سرانه در آمد خود را افزایش دهند!
  • و یا اگر کسب و کار هم داشته باشند، آن کسب و کار در حد متوسط است و از ساختار داخلی منسوخی بر خوردار است که توان خلق فرصت های تجاری را ندارد و با حداقل ظرفیت در محدوده ی شهری و ملی در حال فعالیت میباشند
  • از تحولات مالی تکامل پول بیخبر اند و هنوز دیدگاهی ملی نسبت به آن داشته و مفهوم تفاوت آن با آرزو را درک نمیکنند! و نسب به پدیده جهانی شدن بی تفاوت اند

مثالی در رابطه با شکل گیری فقر

همچنان توجه دارید: در سال ۱۹۷۱ رئیس جمهوری ریچارد نیکسون، بدون تصویب کنگره، دلار آمریکا را از استاندارد طلا جدا کرد و قوانین پول را تغییر داد. این تغییر نه تنها برای ایالات متهده، بلکه بریا کل دنیا بود.

ای یکی از تغییراتی بود که منجر به بحران مالی جهان شد. این بحران از سال ۲۰۰۷ آغاز گردید در واقع، این تغییرات به ایالات متحده امکان داد تا تقریبا مقادیر نامحدودی پول چاپ کرده و تا جایی که میخواست بدهی بالا آورد.

با چاپ پول بدون پشتوانه بزرگترین رونق اقتصادی در تاریخ دنیا آغاز شد. این رونق ادامه یافت تا زمانی که جهان، پول عجیب و غریب آمریکا را پذیرفت پولی که با هیچ چیزی حمایت نمیشد مگر یک تحدید توسط مالیات پردازان آمریکا که قول داده بودند صورت حساب های ایالت متحده را بپردازند.

به نیکسون که قوانین پول را تغییر داد، رکورد رخت بر بست . اوضاع خوب پیش میرفت اما از آنجا که در هر دهه بیشتر و بیشتر پول چاپ میشد، ارزش دلار کاهش یافت و ازش کالا ها و دارایی ها بالا رفت.

حتی آمریکایی هایی که جز طبقه متوسط جامعه بودند میلونر شدند، زیرا قیمت خانه ها به افزایش خود ادامه داد. پول ازادانه در جریان بود، افزایش قیمت ها صعودی بود و بسیاری از مردم جهان از حرص و طمع اعتباری که به راحتی به دست می آمد، کور شده بودند وعلائم وحشتناک اخطار را که چنین سیستمی به وجود آورده بود، نمیدیدند و یا انکار میکردند.

 

هنگامی که بحران مالی گسترش یافت، میلیون ها نفر شغل، خانه، پس انداز، بودجه دانشگاهی و بدوجه های بازنشستگیان را از دست دادند. آنهایی هم که تا حالا چیزی از دست نداده بودند در هراسند که احتمالا نفر بعدی باشند.

آیا فقر اتفاقی به وجود میاد؟

این روز ها مردم میپرسند آیا بحران اقتصادی جهان یک حادثه است؟

و آیا کسانی که در زاس قدرت هستند میتوانند بحران اقتصادی را حل کنند؟

بسیاری از مردم آرزوی آن را دارند. اما من میگویم خیر. چگونه بحران میتواند حل شود وقتی همین افراد و سازمان هایی که بحران را به وجود آورده و از آنها سود برده اند مقصرند…

مشکل این است که بحران در حال رشد است، امیدی ب کاهش آن نیست. اکثر مردمی که این بحران مالی اخیر را سبب شده اند از دنیا رفته اند، با این وجود کارشان به حیات خود ادامه میدهد. مشاجره با افراد مرده کاری نسبتا بیهوده است . بسیاری از مردم منتظرند تا سیستم مالی و سیاسی دنیا تغییر کند . به نظر من این اتلاف وقت است .

تغییر دادن خودمان راحت تر است تا اینکه انتظار بکشیم سیستم ها تغییر کنند.

 

آیا زمان آن رسیده که کنترل پول خود و آینده مالیتان را بدست بگیرید؟